دانشگاه

کلاس نوشتِ دانشگاه(۲۲) امتحان غافلگیرکننده و دوربین مخفی!

مهدی بذرافکن

آخرین جلسه‌ کلاس‌های «دولت و فرهنگ» و «شبکه‌سازی اجتماعی» در مرکز علمی‌کاربردی دانشگاه غدیر، متفاوت‌تر از همیشه برگزار شد.

دوربین مخفی

تصمیم گرفتم به‌عنوان مدرس، با یک رویکرد غیرمنتظره، فضای متفاوتی را برای دانشجویان رقم بزنم. در ابتدای کلاس از آن‌ها خواستم کاغذی جلوی خود بگذارند و اعلام کردم که قصد دارم امتحانی از مطالب جلسه‌ گذشته برگزار کنم؛ امتحانی که سه نمره از 6 نمره‌ فعالیت کلاسی را در بر می‌گرفت. چهره‌های متعجب دانشجویان-مخصوصا خانم سارا قائمی دانشجوی با انرژی کلاس و البته سایرین که بر اساس تجربه‌ ترم گذشته با چنین رویه‌ای از من غریبه بودند، دیدنی بود. ناگهان یکی از دانشجویان ساکت و درس‌خوان کلاس-خانم شریعتی- با لحنی شوخ‌طبعانه گفت: «دوربین مخفی است؟» این جمله‌ غیرمنتظره از او، که معمولاً کم‌حرف است، موجی از خنده و انبساط خاطر را در کلاس به راه انداخت و حتی خودم را هم غافلگیر کرد.

وقتی فرهنگ به روزمرگی‌ها گره می‌خورد

در ادامه‌ این جلسه‌ پایانی، محور بحث را به موضوعات فرهنگی در جامعه و دغدغه‌های روزمره‌ انسانی معطوف کردیم. هدف این بود که کلاس از فضای  تئوریک فاصله بگیرد و به بستری برای گفت‌وگوی آزاد تبدیل شود. دانشجویان با اشتیاق از دل‌مشغولی‌هایشان سخن گفتند؛ از چالش‌های زندگی روزمره گرفته تا نگاهشان به مسائل فرهنگی که در جامعه جریان دارد. حضور دو خواهر هم‌سن‌وسال-فاطمه و زهرا شریعتی- که در این کلاس همراه ما بودند، به‌نوعی نمادی از پیوندهای انسانی در دل بحث‌هایمان شد. این فضا فرصتی فراهم کرد تا دانشجویان هم آموخته‌های خود را مرور کنند، هم با نگاهی عمیق‌تر به اطرافشان بیندیشند.

پایان سال با طعمی متفاوت

این جلسه‌ آخر دانشگاه غدیر، بیش از یک کلاس درس، به تجربه‌ای به‌یادماندنی تبدیل شد. امتحان غافلگیرکننده‌ ابتدایی، خنده‌های از ته دل و گفت‌وگوهای صمیمی پایانی، ترکیبی بود که حال‌وهوای متفاوتی به پایان سال تحصیلی بخشید. برای من به‌عنوان مدرس، دیدن این تعامل و پویایی، پاداشی ارزشمند بود که نشان داد یادگیری می‌تواند فراتر از چارچوب‌های معمول، در دل خنده و تأمل هم رخ دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا